قاضى ابرقوه
563
سيرت رسول الله ( سيرة النبي ص ) ( عربي ، فارسي )
گفت : يا رسول اللّه ، * دل خوش دار و هيچ انديشه مكن كه حق تعالى ترا نصرت بدهد بر أعداء و ترا مظفّر و منصور گرداند و وعدهء خود ترا راست كند . ابو بكر اين بگفت ، در حال چشم سيّد عالم ، عليه السّلام ، در خواب رفت . بعد از ساعتى از خواب درآمد و روى مبارك وى چون ماه شب چارده مىتافت . گفت : يا ابا بكر ، بشارت باد ترا كه حق تعالى مرا نصرت و مددكارى فرستاد [ 1 ] ، اينك جبرئيل با چندين هزار فرشته فرود آمدهاند از بهر نصرت اسلام ، و اينك اسب وى كه غبار از زمين برانگيخته است و روى در دشمن نهاده است [ 2 ] . چون ابو بكر رضى اللّه عنه ، اين سخن بگفت ، سيّد ، عليه السّلام ، از عريش بيرون آمد و در ميان لشكر و مصاف شد ، ايشان را بشارت و دل خوشى داد و تحريض ايشان بر قتال همى كرد و همىگفت : اى مهاجر و أنصار ، قدم ثابت داريد و روى از دشمن خداى و رسول وى مگردانيد ، كه اينك نصرت رسيد و مدد آمد ، و اينك جبرئيل ، عليه السّلام ، با چندين هزار فريشته كه بارى تبارك و تعالى به يارى شما فرستاد ، اين مىگفت با لشكر [ 3 ] . و سوگند خورد بدان خدائى كه جان محمّد در يد قدرت اوست كه : هر كى امروز با كافران جنگ كند و در ان صبر كند و محتسب [ 4 ] باشد و روى از كافران بنگرداند تا وى را بكشند ، حق تعالى بر روى وى هشت در بهشت بگشايد ، و ملك جاويد وى را بدهند ، و او را از جملهء خاصگيان خود گرداند . و چون سيّد ، عليه السّلام ، اين بگفت ، يكى از أنصار ايستاده بود و دانهاى چند خرما در دست داشت ، گفت : چون ميان من و بهشت چندانست كه مرا بكشند ، چرا به چيزى ديگر مشغول شوم ، آن دانهاى خرما از دست بينداخت و شمشير
--> [ ( 1 - ) ] در اصل : حق تعالى ما را نصرت و مدد فرستاد ، و به متابعت از متن عربى ج 2 ص 279 از مج نقل شد . [ ( 2 - ) ] در متن عربى ج 2 ص 279 عباراتى كه به پيغمبر نسبت داده شده است فقط بفرودآمدن جبرئيل دلالت دارد بدون اينكه از فرشتگان ذكرى شده باشد . [ ( 3 - ) ] اين عبارات قبلى در متن عربى ج 2 ص 279 نيامده است . [ ( 4 - ) ] احتسب بكذا : مزد و ثواب چشم داشت از خداى عز و جل ( منتهى ) .